خرید بک لینک

من زنی را می شناسم
که هر چهارشنبه صبح
برای "حافظ" فال می گرفت
تمام هفته "سعدی " را
نصیحت می کرد
اما غروب جمعه
از دردی مبهم
بخودش می پیچید...

دردی شبیه انتظار،شبیه عشق شبیه درد

باتوهستم بامن باش

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 19:19

.شاید برای این که دلم در نداشته ستآیینه اش هنوز ترک برنداشته ستبارانِ زخم های مکرر به پیکرشاز عشق های بی در و پیکر نداشته ستاز پشت قاب پنجره فریاد می زنمهرگز زمانه رو به تو خنجر نداشته ستیوسف چنان بریده امید از برادرانانگار هیچ وقت برادر نداشته ستدیوانگی بهانه ی پرواز بی هواستافسوس بال های جنون پر نداشته ستهرچند عطر گل همه جا را گرفته استاین باغ ها درخت تناور نداشته ستنازم به اشک فاصله هایی که بین ماستجز دوری ات دلم غم دیگر نداشته ستآغوش باز کن که سرم در تمام عمرجز شانه های امن تو سنگر نداشته ستقطعا برای این که دلم با تو بوده، عشق-اول اگرچه داشته، آخر نداشته ست

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 19:19

صفحه بندی